die Ziehmutter

Aussprache: /ˈt͡siːˌmʊtɐ/
Worttrennung: Zieh·mut·ter
اسم

مادر رضاعی، مادرخوانده، سرپرست

Bedeutungen

1

زنی که کودکی را به فرزندی پذیرفته یا از او مراقبت می‌کند، به ویژه در مواردی که کودک از والدین بیولوژیکی خود جدا شده است؛ مترادف با Pflegemutter.

  • Die Ziehmutter hat das Kind mit viel Liebe aufgezogen.مادرخوانده کودک را با عشق فراوان بزرگ کرده است.
  • Sie war eine fürsorgliche Ziehmutter für ihre Enkelin.او مادرخوانده‌ای دلسوز برای نوه‌اش بود.
  • Das Jugendamt vermittelte das Kind an eine neue Ziehmutter.اداره امور جوانان کودک را به یک مادرخوانده جدید سپرد.