der Ziehsohn

Aussprache: /ˈt͡siːˌzoːn/
Worttrennung: Zieh·sohn
اسم

پسرخوانده، فرزند پرورشی، شاگرد مورد حمایت

Bedeutungen

1

پسری که توسط فرد یا زوجی که والدین بیولوژیکی او نیستند، بزرگ شده و تحت سرپرستی قرار گرفته است؛ همچنین می‌تواند به شاگردی اشاره کند که فرد مربی با علاقه و توجه ویژه‌ای او را پرورش می‌دهد.

  • Er betrachtete seinen besten Schüler als seinen Ziehsohn.او بهترین شاگردش را پسرخوانده خود می‌دانست.
  • Nach dem Tod seiner Eltern nahm ihn sein Onkel als Ziehsohn auf.پس از مرگ والدینش، عمویش او را به عنوان پسرخوانده پذیرفت.
  • Der berühmte Künstler hat einen Ziehsohn, den er ausbildet.این هنرمند مشهور یک فرزند پرورشی دارد که او را آموزش می‌دهد.