der Ziehsohn
پسرخوانده، فرزند پرورشی، شاگرد مورد حمایت
Bedeutungen
1
پسری که توسط فرد یا زوجی که والدین بیولوژیکی او نیستند، بزرگ شده و تحت سرپرستی قرار گرفته است؛ همچنین میتواند به شاگردی اشاره کند که فرد مربی با علاقه و توجه ویژهای او را پرورش میدهد.
- Er betrachtete seinen besten Schüler als seinen Ziehsohn.او بهترین شاگردش را پسرخوانده خود میدانست.
- Nach dem Tod seiner Eltern nahm ihn sein Onkel als Ziehsohn auf.پس از مرگ والدینش، عمویش او را به عنوان پسرخوانده پذیرفت.
- Der berühmte Künstler hat einen Ziehsohn, den er ausbildet.این هنرمند مشهور یک فرزند پرورشی دارد که او را آموزش میدهد.