die Ziehtochter

Aussprache: /ˈtsiːˌtɔxtɐ/
Worttrennung: Zieh·toch·ter
اسم

دخترخوانده، فرزندخوانده مؤنث

Bedeutungen

1

دختری که توسط فرد یا افرادی به فرزندی پذیرفته شده است، اما از نظر بیولوژیکی فرزند آن‌ها نیست.

  • Sie betrachtete ihre Nichte als ihre Ziehtochter.او دختر خواهرزاده خود را دخترخوانده خود می‌دانست.
  • Die Ziehtochter lebte seit ihrer Kindheit bei ihnen.دخترخوانده از دوران کودکی نزد آنها زندگی می‌کرد.
  • Er hat eine Ziehtochter, die er sehr liebt.او یک دخترخوانده دارد که بسیار او را دوست دارد.