der Ziehvater

Aussprache: /ˈtsiːˌfaːtɐ/
Worttrennung: Zieh·va·ter
اسم

پدرخوانده، سرپرست

Bedeutungen

1

مردی که سرپرستی کودکی را بر عهده می‌گیرد، به خصوص اگر پدر واقعی او نباشد یا در قید حیات نباشد؛ می‌تواند شامل پدرخوانده در معنای حقوقی یا غیررسمی باشد.

  • Er war mehr als ein Ziehvater für mich.او بیش از یک پدرخوانده برای من بود.
  • Der Ziehvater kümmerte sich liebevoll um das Kind.پدرخوانده با محبت از کودک مراقبت می‌کرد.
  • Nach dem Tod der Eltern wurde er zum Ziehvater.پس از مرگ والدین، او به سرپرست تبدیل شد.