der Ziehvater
پدرخوانده، سرپرست
Beispiele
- Der ''Ziehvater'' liebte seine Ziehtochter wie die eigenen Kinder.پدرخوانده، دخترخواندهاش را مانند فرزندان خودش دوست داشت.
- Der Firmenchef ist zugleich ''Ziehvater'' des Projektes.رئیس شرکت در عین حال سرپرست (پدر معنوی) پروژه است.