der Zigarettenautomat
دستگاه فروش خودکار سیگار
Bedeutungen
1
دستگاهی که با دریافت پول، سیگار را به صورت خودکار به مشتری عرضه میکند.
- Er warf eine Münze in den Zigarettenautomat, um sich eine Schachtel zu kaufen.او سکهای در دستگاه فروش خودکار سیگار انداخت تا یک بسته بخرد.
- Der Zigarettenautomat im Bahnhof war defekt.دستگاه فروش خودکار سیگار در ایستگاه قطار خراب بود.
- Früher gab es an fast jeder Straßenecke einen Zigarettenautomat.قبلاً تقریباً در هر گوشه خیابان یک دستگاه فروش خودکار سیگار وجود داشت.