der Zigarrenladen
سیگارفروشی
Bedeutungen
1
مغازهای که به طور تخصصی سیگار، سیگار برگ و لوازم جانبی مرتبط با آنها را میفروشد.
- Er kaufte seine Lieblingszigarren in einem kleinen Zigarrenladen in der Altstadt.او سیگارهای مورد علاقهاش را از یک سیگارفروشی کوچک در شهر قدیمی خرید.
- Der Zigarrenladen hatte eine beeindruckende Auswahl an Tabakprodukten.سیگارفروشی مجموعه چشمگیری از محصولات تنباکو داشت.
- Der Duft von Tabak lag in der Luft, als wir den Zigarrenladen betraten.بوی تنباکو در هوا پیچیده بود وقتی وارد سیگارفروشی شدیم.