اسم
پسر خدمتکار اتاق (هتل)
جملات نمونه برای Zimmerjunge:
„Einstweilen vertreiben sich die Hotelangestellten die Zeit mit Routine. Der ''Zimmerjunge'' saugt alle zwei Tage die Zimmer, ob sie benutzt wurden oder nicht.“
«در این میان، کارکنان هتل وقت خود را با کارهای روتین میگذرانند. پسر خدمتکار هر دو روز یکبار اتاقها را جاروبرقی میکشد، چه استفاده شده باشند یا نه.»