die Zitronenhälfte
نصف لیمو
Bedeutungen
1
یکی از دو نیمه مساوی که یک لیمو پس از بریده شدن به دو قسمت به دست میآید.
- Für den Tee benötige ich nur eine Zitronenhälfte.برای چای فقط به یک نصف لیمو نیاز دارم.
- Er presste die Zitronenhälfte über den Fisch.او نصف لیمو را روی ماهی فشرد.
- Die Zitronenhälfte war sehr saftig und aromatisch.نصف لیمو بسیار آبدار و معطر بود.