اسم
لباس شخصی، کت و شلوار غیرنظامی
جملات نمونه برای Zivilanzug:
„Seine Militärsachen lagen auf einem Stuhl in der Ecke, grau, grün und unansehnlich wie alte Lumpen; daneben hing ein blauer ''Zivilanzug'', den Reuter ihm besorgt hatte.“
«وسایل نظامی او روی صندلی گوشه اتاق افتاده بود، خاکستری، سبز و ناپسند مانند کهنه؛ در کنار آن یک لباس شخصی آبی که روتر برایش تهیه کرده بود آویزان بود.»