die Zivildienerin

Aussprache: /ˌtsiːvɪlˈdiːnərɪn/
Worttrennung: Zi·vil·die·ne·rin
اسم

خدمتگزار مدنی (زن)

Bedeutungen

1

زنی که به جای خدمت سربازی اجباری، دوره خدمت مدنی خود را در یکی از موسسات اجتماعی، درمانی یا امدادی می‌گذراند.

  • Die Zivildienerin half im Altenheim bei der Betreuung der Bewohner.خدمتگزار مدنی زن در خانه سالمندان به مراقبت از ساکنین کمک می‌کرد.
  • Sie entschied sich für den Zivildienst statt für die Armee und arbeitet nun als Zivildienerin im Krankenhaus.او به جای ارتش، خدمت مدنی را انتخاب کرد و اکنون به عنوان خدمتگزار مدنی زن در بیمارستان کار می‌کند.
  • Die Zivildienerin organisierte Freizeitaktivitäten für die Kinder.خدمتگزار مدنی زن فعالیت‌های تفریحی را برای کودکان سازماندهی کرد.