die Zufügung

Aussprache: /ˈtsuːfyːɡʊŋ/
Worttrennung: Zu·fü·gung
اسم

وارد کردن (آسیب، درد)؛ افزودن (ماده‌ای)

Bedeutungen

1

فرایند وارد کردن یا ایجاد کردن آسیب، درد یا ناراحتی.

  • Die Zufügung von Gewalt wurde streng bestraft.وارد کردن خشونت به شدت مجازات شد.
  • Er entschuldigte sich für die Zufügung von Unannehmlichkeiten.او برای ایجاد ناراحتی عذرخواهی کرد.
  • Die Zufügung von seelischem Leid ist ebenfalls strafbar.وارد کردن رنج روحی نیز جرم است.
2

فرایند افزودن یا اضافه کردن ماده‌ای به مخلوط یا سیستمی دیگر.

  • Die Zufügung von Salz verbessert den Geschmack.افزودن نمک طعم را بهبود می‌بخشد.
  • Die genaue Zufügung der Chemikalien ist wichtig für das Ergebnis.افزودن دقیق مواد شیمیایی برای نتیجه مهم است.
  • Die Zufügung von Wasser verdünnte die Lösung.افزودن آب محلول را رقیق کرد.