die Zufügung
وارد کردن (آسیب، درد)؛ افزودن (مادهای)
Bedeutungen
1
فرایند وارد کردن یا ایجاد کردن آسیب، درد یا ناراحتی.
- Die Zufügung von Gewalt wurde streng bestraft.وارد کردن خشونت به شدت مجازات شد.
- Er entschuldigte sich für die Zufügung von Unannehmlichkeiten.او برای ایجاد ناراحتی عذرخواهی کرد.
- Die Zufügung von seelischem Leid ist ebenfalls strafbar.وارد کردن رنج روحی نیز جرم است.
2
فرایند افزودن یا اضافه کردن مادهای به مخلوط یا سیستمی دیگر.
- Die Zufügung von Salz verbessert den Geschmack.افزودن نمک طعم را بهبود میبخشد.
- Die genaue Zufügung der Chemikalien ist wichtig für das Ergebnis.افزودن دقیق مواد شیمیایی برای نتیجه مهم است.
- Die Zufügung von Wasser verdünnte die Lösung.افزودن آب محلول را رقیق کرد.