die Zufallsbeobachtung

Aussprache: /ˈtsuːfalsbəˌoːbaxtʊŋ/
Worttrennung: Zu·falls·be·ob·ach·tung
اسم

مشاهده تصادفی، اتفاقی

Bedeutungen

1

مشاهده‌ای که به طور اتفاقی و بدون برنامه‌ریزی قبلی رخ می‌دهد و اغلب می‌تواند منجر به کشف یا ایده جدیدی شود.

  • Eine Zufallsbeobachtung während des Experiments führte zu einer neuen Theorie.یک مشاهده تصادفی در طول آزمایش منجر به یک نظریه جدید شد.
  • Viele Erfindungen basieren auf einer unerwarteten Zufallsbeobachtung.بسیاری از اختراعات بر اساس یک مشاهده تصادفی غیرمنتظره بنا شده‌اند.
  • Der Wissenschaftler notierte die Zufallsbeobachtung sorgfältig.دانشمند مشاهده تصادفی را با دقت یادداشت کرد.