die Zufriedenheit
رضایت، خشنودی
Bedeutungen
1
حالت یا احساس خشنودی و رضایت از وضعیت موجود یا چیزی که به دست آمده است.
- Er blickte mit Zufriedenheit auf sein Werk.او با رضایت به اثر خود نگریست.
- Die Zufriedenheit der Kunden ist unser oberstes Ziel.رضایت مشتریان هدف اصلی ماست.
- Nach getaner Arbeit stellte sich ein Gefühl der Zufriedenheit ein.پس از اتمام کار، احساس رضایت به سراغش آمد.