der Zugang

Aussprache: /ˈtsuːɡaŋ/
Worttrennung: Zu·gang
اسم

دسترسی، راه ورود، درک و فهم

Bedeutungen

1

امکان ورود، دسترسی یا استفاده از مکانی، چیزی یا اطلاعاتی.

  • Der Zugang zum Gebäude ist nur mit einem Ausweis möglich.دسترسی به ساختمان فقط با کارت شناسایی امکان‌پذیر است.
  • Sie hat keinen Zugang zu den geheimen Akten.او به پرونده‌های محرمانه دسترسی ندارد.
  • Der Online-Kurs bietet einfachen Zugang zu Lernmaterialien.دوره آنلاین، دسترسی آسانی به مطالب آموزشی را فراهم می‌کند.
2

توانایی درک یا فهم چیزی؛ راهی برای رسیدن به درک.

  • Es fällt mir schwer, Zugang zu seinen komplexen Gedanken zu finden.یافتن راهی برای درک افکار پیچیده او برایم دشوار است.
  • Die Musik bietet einen Zugang zu einer anderen Welt.موسیقی، راهی به سوی دنیایی دیگر را ارائه می‌دهد.
  • Der Lehrer suchte nach einem besseren Zugang, um den Stoff zu erklären.معلم به دنبال راهی بهتر برای توضیح مطالب بود.