der Zugführer
فرمانده دسته (نظامی)، رئیس قطار
Beispiele
- Die Order kommt vom ''Zugführer'' und ist unverzüglich umzusetzen.دستور از طرف فرمانده دسته آمده و باید بلافاصله اجرا شود.
- Boehm nahm die ''Zugführer'' vor und bestimmte die Abschnitte.بوم فرماندهان دسته را فراخواند و بخشها را تعیین کرد.