die Zugführerin
فرمانده جوخه زن، مسئول قطار زن
Bedeutungen
1
زنی که مسئول هدایت و کنترل یک قطار است؛ لوکوموتیوران زن.
- Die Zugführerin informierte die Passagiere über die Verspätung.مسئول قطار، مسافران را از تأخیر مطلع کرد.
- Sie ist die erste Frau in der Firma, die als Zugführerin arbeitet.او اولین زنی است که در این شرکت به عنوان مسئول قطار کار میکند.
- Die Zugführerin betätigte die Hupe des Zuges.مسئول قطار، بوق قطار را به صدا درآورد.