die Zuhälterin
زن قواد، دلاله فحشا (زن)
Bedeutungen
1
زنی که از طریق سازماندهی و کنترل روسپیها امرار معاش میکند و سود حاصل از فعالیت آنها را دریافت میدارد؛ زن قواد.
- Die Polizei verhaftete die Zuhälterin, die mehrere Frauen zur Prostitution zwang.پلیس زن قوادی را که چندین زن را به فحشا وادار میکرد، دستگیر کرد.
- Es ist ein trauriges Schicksal, als Zuhälterin im kriminellen Milieu zu arbeiten.کار کردن به عنوان زن قواد در محیط جنایتکارانه، سرنوشت غمانگیزی است.
- Die Ermittlungen ergaben, dass die Verdächtige als Zuhälterin tätig war.تحقیقات نشان داد که مظنون به عنوان زن قواد فعالیت میکرده است.