die Zungenfertigkeit
چربزبانی، شیرینزبانی، فن بیان قوی
Bedeutungen
1
توانایی سخن گفتن روان، شیوا و متقاعد کننده؛ مهارت در استفاده از کلمات برای تأثیرگذاری بر دیگران؛ چربزبانی.
- Mit seiner Zungenfertigkeit konnte er die Jury leicht überzeugen.او با چربزبانی خود توانست به راحتی هیئت داوران را متقاعد کند.
- Politiker brauchen oft eine gewisse Zungenfertigkeit, um Wähler für sich zu gewinnen.سیاستمداران اغلب برای جلب رأیدهندگان به مقداری فن بیان قوی نیاز دارند.
- Ihre Zungenfertigkeit machte sie zu einer beliebten Rednerin auf Veranstaltungen.شیرینزبانی او باعث شد که او به یک سخنران محبوب در رویدادها تبدیل شود.