die Zuordnung
تخصیص، دستهبندی، تطبیق، ارجاع
Bedeutungen
1
فرایند یا نتیجه نسبت دادن یا مرتبط کردن چیزی به یک دسته، گروه، شخص یا هدف خاص.
- Die Zuordnung von Aufgaben an die Mitarbeiter erfolgte nach ihren Fähigkeiten.تخصیص وظایف به کارکنان بر اساس تواناییهایشان انجام شد.
- Die korrekte Zuordnung der Daten ist entscheidend für die Analyse.تطبیق صحیح دادهها برای تجزیه و تحلیل حیاتی است.
- Wir benötigen eine klare Zuordnung der Verantwortlichkeiten im Projekt.ما به تخصیص روشنی از مسئولیتها در پروژه نیاز داریم.