اسم
قول، موافقت، پذیرش، وعده
جملات نمونه برای Zusage:
„Die ''Zusage'' zur Einbindung der Ärztekammer in deren Erstellung werde zumindest in seiner Tiroler Heimat eingehalten.“
«قول مربوط به مشارکت دادن نظام پزشکی در تهیه آن، دستکم در موطن او تیرول رعایت خواهد شد.»