die Zusammengehörigkeit
همبستگی، پیوستگی، حس تعلق
Bedeutungen
1
احساس تعلق به یک گروه، جامعه یا مکان؛ پیوند عاطفی و روانی که افراد را به یکدیگر یا به یک مجموعه وصل میکند.
- Das gemeinsame Projekt stärkte das Gefühl der zueinander gehörenden.پروژه مشترک، حس تعلق خاطر به یکدیگر را تقویت کرد.
- Die Fans zeigten eine starke Zusammengehörigkeit mit ihrem Verein.هواداران همبستگی زیادی با باشگاه خود نشان دادند.
- Durch die vielen gemeinsamen Erlebnisse entwickelte sich eine tiefe Zusammengehörigkeit im Team.از طریق تجربیات مشترک فراوان، حس تعلق عمیقی در تیم ایجاد شد.