die Zusammenrottung
تجمع غیرقانونی، شورش، بلوا
Bedeutungen
1
تجمع غیرقانونی و اغلب خشونتآمیز گروهی از افراد که قصد برهم زدن نظم عمومی یا ارتکاب جرم را دارند.
- Die Polizei löste die verbotene Zusammenrottung schnell auf.پلیس به سرعت تجمع غیرقانونی را متفرق کرد.
- Eine Zusammenrottung von Demonstranten blockierte die Straße.تجمع غیرقانونی تظاهرکنندگان خیابان را مسدود کرد.
- Die Behörden warnten vor einer möglichen Zusammenrottung.مقامات در مورد احتمال تجمع غیرقانونی هشدار دادند.