die Zusammenschau

Aussprache: /t͡suˈzamənˌʃaʊ̯/
Worttrennung: Zu·sam·men·schau
اسم

بررسی جامع، دید کلی، مرور کلی

Bedeutungen

1

عمل یا نتیجه‌ی بررسی و در نظر گرفتن چندین موضوع، داده یا جنبه به صورت یکجا و جامع برای به دست آوردن یک دید کلی یا درک کامل از وضعیت. این شامل مقایسه و ارتباط دادن عناصر مختلف است.

  • Die Zusammenschau der verschiedenen Studien ergab ein klares Bild der Situation.بررسی جامع مطالعات مختلف، تصویر روشنی از وضعیت را ارائه داد.
  • Der Bericht bot eine Zusammenschau der wirtschaftlichen Entwicklungen des letzten Jahrzehnts.این گزارش مروری کلی بر تحولات اقتصادی دهه گذشته ارائه داد.
  • Eine Zusammenschau aller Fakten ist notwendig, bevor eine Entscheidung getroffen wird.قبل از اتخاذ تصمیم، بررسی جامع تمام حقایق ضروری است.