die Zuschauermenge
جمعیت تماشاگران، انبوه تماشاگران
Beispiele
- Schach ging im Boden um die ''Zuschauermenge'' herum, warf einen Blick über ihre Köpfe hinweg und wußte genug.شاخ در اطراف جمعیت تماشاگران قدم زد، از بالای سرشان نگاهی انداخت و به اندازه کافی فهمید.