Zustände kriegen

Aussprache: /ˈt͡suːʃtɛndə ˈkʁiːɡn̩/
Worttrennung: Zu·stän·de ·krie·gen
اصطلاح

از کوره در رفتن، عصبانی شدن شدید

Bedeutungen

1

به شدت عصبانی شدن، از کوره در رفتن، کنترل خود را از دست دادن.

  • Wenn er das hört, kriegt er Zustände.وقتی او این را بشنود، از کوره در می‌رود.
  • Sie kriegte fast Zustände, als sie das Chaos im Büro sah.او تقریباً از کوره در رفت وقتی که آشوب را در دفتر دید.
  • Mein Vater kriegt immer Zustände, wenn ich zu spät nach Hause komme.پدرم همیشه وقتی دیر به خانه می‌آیم، عصبانی می‌شود.