die Zuvorkommenheit
خوشرویی، مهربانی، ملاحظهکاری
Bedeutungen
1
رفتار مهربانانه، مودبانه و ملاحظهکارانه نسبت به دیگران؛ تمایل به کمک و خوشحال کردن دیگران.
- Seine Zuvorkommenheit gegenüber den Gästen wurde sehr geschätzt.مهربانی او نسبت به مهمانان بسیار مورد قدردانی قرار گرفت.
- Die Zuvorkommenheit des Personals machte den Aufenthalt angenehm.ملاحظهکاری کارکنان اقامت را دلپذیر کرد.
- Mit großer Zuvorkommenheit half sie der alten Dame, die Straße zu überqueren.او با خوشرویی فراوان به پیرزن کمک کرد تا از خیابان عبور کند.