der Zuwachs

Aussprache: /ˈt͡suːvaks/
Worttrennung: Zu·wachs
اسم

افزایش، رشد، ازدیاد؛ (شوخی) فرزند، نوزاد

Bedeutungen

1

افزایش یا رشد در کمیت، اندازه، یا مقدار چیزی.

  • Das Unternehmen verzeichnete im letzten Quartal einen erheblichen Zuwachs.شرکت در سه ماهه گذشته رشد قابل توجهی را ثبت کرد.
  • Der Zuwachs an Bevölkerung in der Stadt ist besorgniserregend.رشد جمعیت در شهر نگران کننده است.
  • Wir erwarten einen Zuwachs von 10% bei den Verkaufszahlen.ما انتظار افزایش ۱۰ درصدی در آمار فروش را داریم.
2

به طور غیررسمی و شوخی، به معنای فرزند یا نوزاد جدید در خانواده.

  • Nach der Geburt ihres Sohnes freuten sie sich über den kleinen Zuwachs.پس از تولد پسرشان، آن‌ها از این عضو کوچک جدید (فرزند) خوشحال بودند.
  • Die Familie hat Zuwachs bekommen, sie erwarten Zwillinge.خانواده عضو جدیدی گرفته است، آن‌ها منتظر دوقلوها هستند.
  • Der Zuwachs in der Familie ist ein süßes kleines Mädchen.عضو جدید خانواده یک دختر کوچک دوست‌داشتنی است.