die Zwängerei

Aussprache: /tsvɛŋəˈraɪ̯/
Worttrennung: Zwän·ge·rei
اسم

وسواس فکری-عملی، اجبار بیمارگونه، اصرار وسواس‌گونه

Bedeutungen

1

رفتار یا عملی که فرد به دلیل وسواس فکری یا اضطراب شدید، ناچار به تکرار آن است؛ اجبار بیمارگونه به انجام کاری.

  • Seine ständige Zwängerei, die Hände zu waschen, war für ihn sehr belastend.اصرار مداوم او به شستن دست‌ها، برایش بسیار آزاردهنده بود.
  • Die Zwängerei, alles doppelt zu überprüfen, verbrauchte viel Zeit.وسواس فکری برای بررسی مجدد همه چیز، زمان زیادی را تلف می‌کرد.
  • Die Behandlung zielt darauf ab, die Zwängerei des Patienten zu reduzieren.درمان با هدف کاهش اجبار بیمارگونه بیمار انجام می‌شود.