die Zwängerei
وسواس فکری-عملی، اجبار بیمارگونه، اصرار وسواسگونه
Bedeutungen
1
رفتار یا عملی که فرد به دلیل وسواس فکری یا اضطراب شدید، ناچار به تکرار آن است؛ اجبار بیمارگونه به انجام کاری.
- Seine ständige Zwängerei, die Hände zu waschen, war für ihn sehr belastend.اصرار مداوم او به شستن دستها، برایش بسیار آزاردهنده بود.
- Die Zwängerei, alles doppelt zu überprüfen, verbrauchte viel Zeit.وسواس فکری برای بررسی مجدد همه چیز، زمان زیادی را تلف میکرد.
- Die Behandlung zielt darauf ab, die Zwängerei des Patienten zu reduzieren.درمان با هدف کاهش اجبار بیمارگونه بیمار انجام میشود.