der Zwangsgestörter

Aussprache: /ˈt͡svasŋ̍ɡəˌʃtœʁtɐ/
Worttrennung: Zwangs·ge·stör·ter
اسم

فرد مبتلا به اختلال وسواس، فرد مبتلا به اختلال اجبار

Bedeutungen

1

شخصی که از اختلال وسواس فکری عملی (OCD) رنج می‌برد و دچار افکار مزاحم (وسواس) و رفتارهای تکراری (اجبار) است.

  • Der Zwangsgestörte musste seine Hände ständig waschen.فرد مبتلا به اختلال وسواس مجبور بود دائماً دستانش را بشوید.
  • Therapie kann Zwangsgestörten helfen, ihre Symptome zu bewältigen.درمان می‌تواند به افراد مبتلا به اختلال وسواس کمک کند تا علائم خود را مدیریت کنند.
  • Es ist wichtig, Zwangsgestörte nicht zu stigmatisieren.مهم است که افراد مبتلا به اختلال وسواس را انگ‌زنی نکنیم.