die Zwangsmaßnahme

Aussprache: /ˈtsvaksˌmaːsnaːmə/
Worttrennung: Zwangs·maß·nah·me
اسم

اقدام اجباری، اقدام قهری

Bedeutungen

1

عملی که با استفاده از زور یا تهدید به زور، بدون رضایت فرد یا طرف مقابل، برای رسیدن به یک هدف خاص انجام می‌شود.

  • Die Polizei musste eine Zwangsmaßnahme ergreifen, um die Demonstration aufzulösen.پلیس مجبور شد برای متفرق کردن تظاهرات، اقدام قهری انجام دهد.
  • Die Bank hat rechtliche Schritte als Zwangsmaßnahme eingeleitet.بانک اقدامات قانونی را به عنوان یک اقدام اجباری آغاز کرده است.
  • Die Zwangsmaßnahme wurde verhältnismäßig und notwendig erachtet.اقدام اجباری متناسب و ضروری تلقی شد.