die Zwangsvorstellung

Aussprache: /ˈtsvangsˌfoːɐ̯ˌʃtɛlʊŋ/
Worttrennung: Zwangs·vor·stel·lung
اسم

فکر اجباری، وسواس فکری، ایده ثابت

Bedeutungen

1

یک فکر، ایده یا تصویر ذهنی که به طور مکرر و ناخواسته به ذهن فرد هجوم می‌آورد و کنترل آن دشوار است، اغلب در اختلالات وسواس فکری-عملی دیده می‌شود.

  • Die Zwangsvorstellung, dass alles sauber sein muss, quält ihn.وسواس فکری مبنی بر اینکه همه چیز باید تمیز باشد، او را آزار می‌دهد.
  • Manchmal sind Zwangsvorstellungen ein Symptom psychischer Erkrankungen.گاهی اوقات افکار اجباری علائم بیماری‌های روانی هستند.
  • Er kämpft gegen die Zwangsvorstellung, dass ihm etwas Schlimmes passieren wird.او با این فکر اجباری که اتفاق بدی برایش خواهد افتاد، مبارزه می‌کند.