die Zweifelei
شک و تردید مداوم، شکاکیت (واژه قدیمی)
Beispiele
- Hier mach' ich wider dich Parthei, Ich müßte sonst an meiner ''Zweifelei'' Mit Hiob bersten, sollt' ich schweigen.اینجا من علیه تو طرفداری میکنم، وگرنه باید از شک و تردید خود مانند ایوب منفجر شوم، اگر سکوت کنم.