اسم
دومی، نفر دوم، مورد دوم (اسم، حالت فاعلی/مفعولی)
جملات نمونه برای Zweite:
In der Schulzeit war ich beim Wettlaufen unter uns Mädchen immer nur ''Zweite.''
در دوران مدرسه در دویدن بین دخترها همیشه 'دومی' بودم.
Die ''Zweite'' konnte ihre Enttäuschung über den verpassten Sieg nicht verbergen.
نفر 'دومی' نتوانست ناامیدی خود را از شکست در پیروزی پنهان کند.