der Zwiebelverkäufer
فروشنده پیاز
Bedeutungen
1
شخصی که شغلش فروش پیاز است، معمولاً در بازار یا به صورت دورهگرد.
- Der Zwiebelverkäufer bot seine Ware auf dem Wochenmarkt an.فروشنده پیاز کالای خود را در بازار هفتگی عرضه میکرد.
- Wir kauften frische Zwiebeln bei einem freundlichen Zwiebelverkäufer.ما پیاز تازه را از یک فروشنده پیاز مهربان خریدیم.
- Der Zwiebelverkäufer rief laut seine Preise aus.فروشنده پیاز با صدای بلند قیمتهای خود را اعلام میکرد.