der Zwischenfall
حادثه، اتفاق ناگوار، واقعه
Bedeutungen
1
یک رویداد یا اتفاق غیرمنتظره و معمولاً ناخوشایند که نظم عادی را بر هم میزند یا باعث مشکل میشود.
- Aufgrund eines technischen Zwischenfalls musste die Vorstellung abgebrochen werden.به دلیل یک حادثه فنی، نمایش مجبور به توقف شد.
- Die Polizei untersucht den seltsamen Zwischenfall am Bahnhof.پلیس در حال بررسی حادثه عجیب در ایستگاه قطار است.
- Ein kleiner Zwischenfall führte zu einer Verzögerung des Fluges.یک اتفاق ناگوار کوچک منجر به تاخیر پرواز شد.
2
یک اتفاق یا برخورد ناگهانی بین افراد یا گروهها که میتواند منجر به درگیری یا تنش شود.
- Es gab einen Zwischenfall zwischen den beiden Delegationen während der Verhandlungen.در طول مذاکرات، بین دو هیئت برخورد ناگهانی رخ داد.
- Der Zwischenfall im Parlament sorgte für Aufsehen.اتفاق رخ داده در پارلمان باعث جنجال شد.
- Die Sicherheitskräfte griffen ein, um weitere Zwischenfälle zu verhindern.نیروهای امنیتی برای جلوگیری از حوادث بیشتر مداخله کردند.