das Zwischengericht

Aussprache: /ˈtsvɪʃn̩ɡəˌʁɪçt/
Worttrennung: Zwi·schen·ge·richt
اسم

غذای بینابین، پیش‌غذای اصلی

Bedeutungen

1

غذایی که در یک وعده غذایی چند مرحله‌ای، بین غذای اصلی و دسر سرو می‌شود؛ گاهی به عنوان پیش‌غذای سنگین‌تر نیز به کار می‌رود.

  • Als Zwischengericht wurde ein leichter Fischsalat serviert.به عنوان غذای بینابین، سالاد ماهی سبکی سرو شد.
  • Das warme Zwischengericht bestand aus Pilzen und Trüffeln.غذای بینابینِ گرم شامل قارچ و ترافل بود.
  • Der Koch empfahl ein besonderes Zwischengericht für den Abend.آشپز یک غذای بینابین ویژه برای آن شب توصیه کرد.