das Zwischengericht
غذای بینابین، پیشغذای اصلی
Bedeutungen
1
غذایی که در یک وعده غذایی چند مرحلهای، بین غذای اصلی و دسر سرو میشود؛ گاهی به عنوان پیشغذای سنگینتر نیز به کار میرود.
- Als Zwischengericht wurde ein leichter Fischsalat serviert.به عنوان غذای بینابین، سالاد ماهی سبکی سرو شد.
- Das warme Zwischengericht bestand aus Pilzen und Trüffeln.غذای بینابینِ گرم شامل قارچ و ترافل بود.
- Der Koch empfahl ein besonderes Zwischengericht für den Abend.آشپز یک غذای بینابین ویژه برای آن شب توصیه کرد.