der Zwischenhändler
واسطه، دلال، تاجر واسطه
Bedeutungen
1
شخص یا شرکتی که کالاها را مستقیماً از تولیدکننده خریداری کرده و سپس به مصرفکننده یا تاجر دیگری میفروشد؛ واسطه در زنجیره تأمین.
- Der Zwischenhändler erhöhte den Preis, bevor er die Ware weiterverkaufte.واسطه قبل از فروش مجدد کالا، قیمت را افزایش داد.
- Viele Bauern verkaufen ihre Produkte lieber direkt an die Verbraucher, um Zwischenhändler zu umgehen.بسیاری از کشاورزان ترجیح میدهند محصولات خود را مستقیماً به مصرفکنندگان بفروشند تا از واسطهها اجتناب کنند.
- Als Zwischenhändler verdient er an jedem Verkauf eine Provision.او به عنوان دلال از هر فروش کمیسیون دریافت میکند.