die Zwischenhändlerin

Aussprache: /ˈtsvɪʃənˌhɛndlərɪn/
Worttrennung: Zwi·schen·händ·le·rin
اسم

دلال زن، واسطه زن

Bedeutungen

1

زنی که به عنوان واسطه بین خریدار و فروشنده عمل می‌کند و معمولاً درصدی از معامله را به عنوان کارمزد دریافت می‌کند.

  • Die Zwischenhändlerin vermittelte den Verkauf des alten Hauses.دلال زن فروش خانه قدیمی را واسطه‌گری کرد.
  • Sie arbeitet als erfolgreiche Zwischenhändlerin auf dem Kunstmarkt.او به عنوان یک دلال زن موفق در بازار هنر کار می‌کند.
  • Die Zwischenhändlerin verlangte eine hohe Provision für ihre Dienste.واسطه زن برای خدماتش، کمیسیون بالایی طلب کرد.