die Zwischenhändlerin
دلال زن، واسطه زن
Bedeutungen
1
زنی که به عنوان واسطه بین خریدار و فروشنده عمل میکند و معمولاً درصدی از معامله را به عنوان کارمزد دریافت میکند.
- Die Zwischenhändlerin vermittelte den Verkauf des alten Hauses.دلال زن فروش خانه قدیمی را واسطهگری کرد.
- Sie arbeitet als erfolgreiche Zwischenhändlerin auf dem Kunstmarkt.او به عنوان یک دلال زن موفق در بازار هنر کار میکند.
- Die Zwischenhändlerin verlangte eine hohe Provision für ihre Dienste.واسطه زن برای خدماتش، کمیسیون بالایی طلب کرد.