der Zwischenhalt
توقفگاه بین راه، ایستگاه موقت
Beispiele
- An jedem ''Zwischenhalt'' fand er jemanden – ein Mädchen, eins immer exotischer als das davor –, ihm für einen Matrosenpreis die Zeit zu vertreiben.در هر توقفگاه بین راه، کسی را پیدا میکرد - دختری، هر کدام از قبلی عجیبتر - که وقتش را به قیمتی ناچیز برای یک ملوان بگذراند.