der Zwischenkönig
پادشاه موقت، پادشاه واسطه، نایبالسلطنه
Bedeutungen
1
فردی که به طور موقت یا به عنوان جانشین، وظایف پادشاه را بر عهده میگیرد، معمولاً تا زمان تعیین پادشاه دائمی یا بازگشت پادشاه اصلی.
- Nach dem Tod des Königs wurde sein Bruder zum Zwischenkönig ernannt.پس از مرگ پادشاه، برادرش به عنوان پادشاه موقت منصوب شد.
- Der Zwischenkönig regierte nur für kurze Zeit.پادشاه واسطه فقط برای مدت کوتاهی حکومت کرد.
- Die Adligen diskutierten über die Ernennung eines neuen Zwischenkönigs.اشراف در مورد انتصاب یک پادشاه موقت جدید بحث میکردند.