der Zwischenlandeplatz

Aussprache: /ˈtsvɪʃn̩ˌlandəˌplats/
Worttrennung: Zwi·schen·lan·de·platz
اسم

فرودگاه میانی، محل توقف بین راهی (برای هواپیما)

Bedeutungen

1

مکانی که هواپیماها در طول پرواز برای سوخت‌گیری، استراحت خدمه یا بارگیری/تخلیه مجدد توقف می‌کنند.

  • Der Flug hatte einen geplanten Zwischenlandeplatz in Lissabon.این پرواز یک توقف برنامه‌ریزی شده در لیسبون داشت.
  • Der Pilot nutzte den Zwischenlandeplatz, um aufzutanken.خلبان از محل توقف بین راهی برای سوخت‌گیری استفاده کرد.
  • Aufgrund des Wetters musste das Flugzeug einen unerwarteten Zwischenlandeplatz ansteuern.به دلیل وضعیت آب و هوا، هواپیما مجبور شد به یک فرودگاه میانی غیرمنتظره برود.