die Zwischenlandung
فرود میانی، توقف بین راه (در پرواز)
Bedeutungen
1
توقف یک هواپیما یا وسیله نقلیه دیگر در طول یک سفر طولانی، معمولاً برای سوختگیری، تعویض مسافر یا خدمه، یا دلایل فنی.
- Unsere Reise beinhaltet eine Zwischenlandung in Istanbul.سفر ما شامل یک توقف بین راه در استانبول است.
- Die Zwischenlandung dauerte nur eine Stunde.فرود میانی فقط یک ساعت طول کشید.
- Wegen schlechten Wetters musste das Flugzeug eine ungeplante Zwischenlandung machen.به دلیل هوای بد، هواپیما مجبور به یک فرود میانی برنامهریزی نشده شد.