der Zwischenton
لحن میانی، سایه روشن، مفهوم ضمنی
Bedeutungen
1
صدایی که بین دو صدای اصلی قرار دارد؛ در معنای مجازی، به معنای لحن یا موضعی است که بین دو دیدگاه افراطی قرار میگیرد.
- Er versuchte, einen Zwischenton in der hitzigen Debatte zu finden.او تلاش کرد تا در بحث داغ، لحنی میانه پیدا کند.
- Die Politikerin vermied klare Aussagen und wählte stattdessen einen Zwischenton.سیاستمدار از اظهارات صریح اجتناب کرد و در عوض لحنی میانه را انتخاب نمود.
- Manchmal ist ein Zwischenton die beste Lösung für einen Konflikt.گاهی اوقات یک لحن میانه بهترین راهحل برای یک درگیری است.
2
مفهوم ضمنی، اشاره غیرمستقیم یا معنای پنهان در یک گفتار یا نوشته.
- In seiner Antwort schwang ein deutlicher Zwischenton mit.در پاسخ او، مفهوم ضمنی روشنی وجود داشت.
- Sie verstand den Zwischenton in seiner Frage sofort.او بلافاصله مفهوم ضمنی در سوال او را درک کرد.
- Der Kritiker erkannte den Zwischenton in dem Lob des Autors.منتقد مفهوم ضمنی در ستایش نویسنده را تشخیص داد.