die Zwischenwand

Aussprache: /ˈtsvɪʃn̩ˌvant/
Worttrennung: Zwi·schen·wand
اسم

دیوار جداکننده، پارتیشن

Bedeutungen

1

دیواری که برای تقسیم یک فضا به بخش‌های کوچکتر یا جدا کردن فضاهای مختلف از یکدیگر استفاده می‌شود.

  • Die neue Zwischenwand teilt das große Büro in zwei kleinere Räume.دیوار جداکننده جدید، دفتر بزرگ را به دو اتاق کوچکتر تقسیم می‌کند.
  • Wir müssen eine provisorische Zwischenwand aus Holz bauen.ما باید یک پارتیشن موقت از جنس چوب بسازیم.
  • Die Zwischenwand ist nicht tragend und kann leicht entfernt werden.دیوار جداکننده باربر نیست و به راحتی قابل برداشتن است.