das Zwischenzeugnis

Aussprache: /ˈtsvɪʃn̩ˌtsɔɪ̯knɪs/
Worttrennung: Zwi·schen·zeug·nis
اسم

کارنامه میان‌دوره، گواهی موقت

Bedeutungen

1

سندی که در طول دوره آموزشی یا شغلی صادر می‌شود و وضعیت پیشرفت یا عملکرد فرد را تا آن زمان نشان می‌دهد؛ گواهی موقت.

  • Ich habe ein Zwischenzeugnis von meinem Arbeitgeber verlangt.من از کارفرمایم یک گواهی موقت درخواست کردم.
  • Das Zwischenzeugnis ist wichtig für zukünftige Bewerbungen.کارنامه میان‌دوره برای درخواست‌های شغلی آینده مهم است.
  • Die Lehrerin hat uns ein Zwischenzeugnis für das erste Halbjahr ausgestellt.معلم به ما برای نیمسال اول یک کارنامه میان‌دوره صادر کرد.