der Zypressenhain

Aussprache: /t͡syˈprɛsn̩ˌhaɪ̯n/
Worttrennung: Zy·pres·sen·hain
اسم

بیشه سرو، جنگل کوچک سرو

Bedeutungen

1

مکانی که در آن تعداد زیادی درخت سرو در کنار هم رشد کرده‌اند؛ یک جنگل کوچک یا بیشه متشکل از درختان سرو.

  • Wir machten ein Picknick in einem schattigen Zypressenhain.ما در یک بیشه سرو سایه‌دار پیک‌نیک کردیم.
  • Der alte Zypressenhain gehörte einst einem reichen Adligen.این بیشه سرو قدیمی زمانی متعلق به یک اشراف‌زاده ثروتمند بود.
  • Ein leichter Wind raschelte in den Blättern des Zypressenhains.بادی ملایم در میان برگ‌های بیشه سرو خش‌خش می‌کرد.