mitessen

Aussprache: /ˈmɪtˌʔɛsn̩/
Worttrennung: mit·es·sen
فعل

با دیگران غذا خوردن، سهم بردن (استعاره)

Bedeutungen

1 bei + Dativ / mit + Dativ

همراه دیگران در یک وعده غذایی شرکت داشتن؛ با کسی غذا خوردن.

  • Wir haben gestern bei Freunden mitgegessen.ما دیروز با دوستان غذا خوردیم.
  • Darf ich heute Abend mit euch mitessen?آیا امشب می‌توانم با شما غذا بخورم؟
2 von + Dativ (von jemandem / etwas mitessen)

به صورت مجازی، از منافع، سود یا تلاش دیگران سهم بردن؛ بهره‌مند شدن از چیزی که دیگران فراهم کرده‌اند.

  • Er hat von dem Erfolg des Projekts mitgegessen, obwohl er wenig dazu beigetragen hat.او از موفقیت پروژه بهره‌مند شد، با اینکه سهم کمی در آن داشت.
  • Die Kinder durften von dem Kuchen, den die Nachbarn gebacken hatten, mitessen.بچه‌ها اجازه داشتند از کیکی که همسایه‌ها پخته بودند، بخورند.