abaasen
گوشت را از استخوان جدا کردن، پوست کندن (حیوان)
Beispiele
- Die abgezogene Haut wird ausgebreitet, mit feinem Speisesalz eingerieben und am folgenden Tag ''abgeaast.پوست کنده شده پهن میشود، با نمک خوراکی ریز مالیده میشود و روز بعد گوشت آن جدا میگردد.
Bedeutungen
1
(نامشخص)
این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست و ممکن است یک غلط املایی، واژه بسیار نادر یا گویشی باشد. معنی دقیق آن نامشخص است.
- Dieser Begriff ist in modernen deutschen Wörterbüchern nicht zu finden.این اصطلاح در فرهنگ لغتهای آلمانی مدرن یافت نمیشود.
- Es könnte sich um einen Tippfehler handeln oder ein sehr altes Wort sein.ممکن است یک غلط املایی یا یک کلمه بسیار قدیمی باشد.